ضرب المثل
الهو ی مِن النوی = زُرغباً تزدِد حباً
دوری ودوستی - خواهی عزیز شوی یا کور شو یا دورشو. - با اهل زمانه صحبت از دور خوش است
Absence makes the heart grow fonder.
لا کرامة لنبیّ فی وطنِه. مرغ همسایه غاز است. آفتاب خانه همسایه گرم تر است.
نعمت ما به چشم همسایه صد برابر فزون کند پایه
چون ز چشم نیاز می بیند مرغ همسایه را غاز می بیند
The apples on the other side of the wall are the sweetest.
زاد الطین بلة قوز بالا قوز
Confusion worse confounded.
حبّة حبّة تصبح قبّة قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.
Constant dripping wear away the stone.
فَرّق تَسُد تفرقه بیاندازو حکومت کن.
Divide and rule.
مَن صار نعجة أکله الذئب. من یصبح فاراً فلیتنظر اسنان القطط.
تا خم بشوی بار گذارند به پشتت. از سستی آدمیزاد گرگ آدم خوار بیدار شود.
Don’t make yourself a mouse or the cat will eat you.
الیومُ خمرٌ و غداً أمرٌ. چو فردا شود ، فکر فردا کنیم .. چرا فکر بیهوده حالا کنیم.
Don’t meet trouble half-way.
الغریقُ یَتَشبثُ بکل حشیش غرقه به هر چیزی زند دست.
A drowning man catches at straw.
لکلّ مقامٍ مقالٌ . هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
Everything is good in his season.
یصطاد من الماء العکر. از آب گل آلود ماهی گرفتن .
To fish in trouble waters .
یبنی قصراً و یَهدِمُ مصراً آمد ابرویش را درست کند ، زد چشمش را هم کور کرد
He went to get bread but lost his moustache.
ایاک اعنی و اسمعی یا جارة به در میگم که دیوار بشنود.
I beat him to frighten you.
سبق السیف العذل نوشدارو پس از مرگ سهراب
It is too late to lock the stable when the horse has been stolen.
الطیورُ علی شاکلتها تقع . کبوتر با کبوتر باز با باز
Like likes like.
مواعیدُه مواعید عرقوب وعده سر خرمن دادن
Live, horse! And thou shalt have grass.
عصفور فی الید خیرٌ من عشر علی الشجرة سرکه نقد به از حلوای نسیه
Never leave certainty for hope
نرحب بکم فی موقعنا